۱۳۸۸ تیر ۲۴, چهارشنبه

هیچ

در تکاملی که در ناخودآگاه است، دیوانگی عصیان می کند
ویروسی تو را در آغوشش چنان سخت می گیرد
که زندگی را از زمانهایش، از معنایش
می رباید و هیچ، شطرنج را
بر همه می گشاید
اگر...،
نه!
تو خدا هستی
که مردگان را زنده می کنی
زمان و ساختار را گِل مال می کنی
دستان فربه ای را از پشت ریال می کنی
ریال را دلار و مردم را خوش خیال می کنی
ببین آنها مردم اند...فردا،ما هیچیم...حالا،____ .

۱ نظر:

  1. تو می دونی که مشکل تمومی نداره
    نمی شه روی سرت افقی و عمودی نباره
    این مائیم که با این دردها منار آئیم
    وقت سختی صبر کن خشم رو بذار پایئن
    توی 2 راهی زندگی که راست و چپت
    برو به راست اسم خدا باز رو لبت
    هر شاتباهی واسه من و تو یک تجربه درسه
    خدا نمی رسونه بار کج رو به منزل
    س به کسب تجربه از صمیم قلب
    مثل درخت میوه بشیم خمیده تر

    پاسخحذف